قطب الدين محمود بن ضياء الدين مسعود الشيرازي
305
درة التاج ( فارسى )
ساذج و مقارن را معنيى عارض شذ كى تصور و تصديق مىخوانند ، بل كى ايشان را اين دو اسم حاصل شذ ، و اين از معقولات ثانيه نباشد . تعليم سيم در بيان امورى كى تقديم آن واجب است توطيه را و اين مشتمل است بر مقدمه و سه فصل مقدمه جون مباحث منطق بعضى تعلق بقول شارح داشت و بعضى بحجت و اول موصل است بتصور يا نافع در ايصال به آن ، و ثانى موصل بتصديق يا نافع در ( آن ) ايصال ، و تصور بر تصديق من حيث الطبع متقدم است . بس من حيث الوضع مباحث متعلق بقول شارح بر مباحث متعلق بحجت متقدم بايذ داشت تا وضع مناسب طبع باشذ . و تقدم تصور بر تصديق من حيث الطبع بسبب تأخر تصديق اصطلاحى است كى عبارتيست از تصور نسبت حكمى يا تصديق يا تكذيب « 1 » لغوى از تصور نسبت ، لتأخر الكل عن الجزو نه بسبب تأخر تصديق از تصور محكوم عليه ، و اگر جه باعتبارى باشذ از اعتباراتى كى صادق باشذ بر او [ تا ] ، تصور ما از مجهول مطلق اين قدر كى مجهول مطلق است كافى باشذ در حكم ما برو ، بامتناع حكم برو ، يعنى در حالتى كى اين قدر نيز از وى معلوم نباشذ ، جنانك متأخران درين مطلوب تمسك ( به آن ) كردهاند جه برين سخن « 2 » كى المجهول مطلقا يمتنع الحكم عليه سؤال و جواب بسيارست ، و بيشتر آن محل نظر ( و ) قيل و قال با آنك مطلوب بىآن حاصل ميشوذ جنانك بيان كرديم . مثلا اينك گفتيم كى در حالتى كى اين قدر نيز از وى معلوم نباشذ جاى گفت و گوى است ، جه اين نيز فرضى است كى مستلزم صحت حكم باشذ ، جه مجهول مطلق كى ازو اين قدر معلوم نباشذ معلوم باشذ به اين اعتبار . و حل نيكو از آن
--> ( 1 ) - و تكذيب م . ( 2 ) - جه برين مطلوب - م .